چرا افراد گاهی دست به اقدامات خشونتباری میزنند که گویی هیچ انگیزۀ حقیقیای پشتشان نیست؟ چگونه باید با آن دسته از خشونتهایی طرف شد که برای فهم و توجیهشان نمیتوان صرفاً به مفاهیم آشنایی مانند نژاد، طبقه، جنسیت یا ایدئولوژی رجوع کرد؟ در این کتاب ویلیام پالت، با اتکا به ایدههای دو متفکر رادیکال، ژرژ باتای و ژان بودریار، رویکرد رایج رسانهها و تبیینهای روانشناختی و جرمشناختیِ مرسوم در توضیح خشونت را به چالش میکشد. بنا بر استدلال او خشونتهای حاد، از قتلعام و قتلهای زنجیرهای گرفته تا حملات تروریستی، اغلب نه به دلیل نفرت از دیگری بلکه بهخاطر غلیان خشمی مأیوسانه بروز میکنند، خشم نسبت به افرادی که در جامعۀ مرززدودۀ معاصر مدام در حال یکدستشدناند و البته خشم از خود سیستم که به نام تساهل و پذیرش تفاوت، مرزها و حدود را از میان برده و دیگر برای برونریزیِ امر مازاد و جلوگیری از بسط خشونتِ برآمده از انباشت راهی باقی نگذاشته است. پالت با تأکید بر محدودیتهای نظریههای انتقادی مرسوم و اشاره به ظرفیت ایدههای مغفول باتای و بودریار بستری تازه و پویا فراهم میکند که علاقهمندان به نظریۀ اجتماعی و فرهنگی میتوانند آن را دستمایۀ بازاندیشی در نسبت میان خشونت و جامعۀ معاصر قرار دهند.
اخبار و مقالات مرتبط با این کتاب: